Ali Sina's Website

*****Welcome , Hope You Like It*****

Picture
زندگی خوشی برات تمنا دارم

خدا حافظ عزیزم

  

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختنببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
 
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
 
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ


شخصیت های هزارگی که اسمها و اثرات شان تا ابد باقی خواهد ماند

The Top Hazara Personalities

Hussain Ali Yousafi

Hussain Ali Yousafi ( Urdu/Persian/Hazaragi: حسین علی یوسفی ) renowned politician in Balochistan was Chairman Hazara Democratic Party (HDP) and Intellectual of Pakistan born 1958.He got his masters degree in commerce from University of Balochistan Quetta in 1985

Political and Social Career Hussain Ali Yousafi shaheed was elected Chairman of Hazara Democratic Party.He was fully active part of party and paid his services for Party and welfare of people.Shaheed Yousafi was elected twice in his student life as President of Hazara Students Federation (HSF).Hussain Ali Yousafi was also a former executive member of tanzeem e nasl e nau hazara moghol for several years of his social and political career.He fought several times as candidate in Provisional and National Assemblies election.He was also councilor in His early political life in city council of Quetta in 1983 up to 1987.

Visits In His life, Hussain Ali Yousafi Visited many countries for his peace mission and political objectives, where he arranged meetings and had talks with Hazara people and as well with other humanist and peace loving leaderships.

Countries visited

Afghanistan United States Denmark England Iran Norway Sweden
Other Academic and Creative works Hussain Ali Yousafi wrote many Hazaragi Dramas. He was poet of Hazaragi Language; Yousafi had directed many Hazaragi Stage Dramas and performed as Actor too. He has big and unique record in Hazaragi Drama being writer of 25 Dramas and Stage plays. His popular Dramas in Hazaragi are:

aazra boz kashi shoda mainder e khantoma aalkhato master albong sar e kotal
His performance in Radio Pakistan Quetta in Hazaragi time as peiwand lalai known as best Radio show of Radio history of Hazaras.

Research Book His research work about Hazaragi Idioms and Proverbs with Urdu, Persian and English Translations is under publishing.

Assassination Hussain Ali Yousafi was shot dead by the banned Lashkar-e-Jhangvi extremist group in the Pakistani city of Quetta on 26 January 2009.Martyrdom of Hussain Ali Yousafi is shocking not only for Hazaras but it is also shocked Pakistan. This is considering a great loss for Hazaras through out the world after martyrdom of Abdul Ali Mazari who was killed by Taliban in Afghanistan in 1995.Hussain Ali Yousafi was working for peace and humanity in his Social and political time period of thirty years.

Protests and Condemnations Various political leaders from Pakistan and abroad condemned this political assassination. In reaction to this assassination Hazaras and other peace loving and humanist organizations all over the world paid tribute to this great leader by taking part in protests and rallies in different countries. Demonstrations and protests were recorded Across the World:

Demonstrations, Protests and Fatiha held in:

Pakistan Afghanistan Europe United States Australia Canada


رهبر شهید اُستاد عبدالعلی مزاری


زادگاه

رهبر شهید عبدالعلی مزاری در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی در روستای نانوایی چهار کنت از توابع ولایت بلخ چشم به جهان گشود. پدرش حاجی خداداد زراعت پیشه و مالدار بود. خانواده حاجی خداداد اصلا از سرخجوی ورس به ترکستان مهاجرت کرده بودند ـ دورانی که عبدالعلی مزاری به دنیا آمد، خانواده ی او چون بسیاری های دیگر در زمستان به قشلاق و در تابستان به ییلاق می رفتند. عبدالعلی نیز چون دیگر اطفال در دامداری و زراعت به خانواده کمک می کرد. در کنار این دروس ابتدایی را زمستان ها در مدرسه ی نانوایی فرا گرفت. سپس به صورت تمام وقت تعلیمات دینی را در مدرسه چهارکنت و مزار شریف ادامه داد.

تحصیلات ابتدایی


عبدالعلی در نوجوانی، پر شور و دلیر بود. وقتی در مدرسه ی چهارکینت درس می خواند، به انتقاد از بی کفایتی مسولین مدرسه پرداخت و در یک مورد خواستار تقسیم گندم مدرسه میان طلاب فقیر شد. وقتی مسولین به اعتراضات او و طلاب توجه نکردند، عبدالعلی با جمعی از دوستانش قفل انبار مدرسه را شکستند و به دست خود گندم را میان طلاب فقیر توزیع کردند.
رهبر شهید هنوز بیست ساله نشده بود که با چهره های مبارز زمانش آشنا شد. در همین سنین است که با شهید اسماعیل بلخی از نزدیک آشنا می شود و بلخی، عبدالعلی جوان را تشویق به تداوم تحصیل و خدمت عسکری می کند. در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی رهبر شهید به خدمت عسکری می رود و دوران عسکری را در کابل، خوست و گردیز سپری می کند. در ضمن خدمت، درسش را نیز نزد یک مولوی سنی مذهب افغان ادامه می دهد.
خدمت سربازی برای مزاری بسیار آموزنده بود. از یکسو به او کمک شد که با محرومیت هزاره های دیگر مناطق افغانستان آشنایی بیشتر پیدا کند و از سوی دیگر محرومیت اقوام غیر هزاره کشور را نیز از نزدیک مشاهده نماید. علاوه بر این، بیش از پیش با ساختار پر از فساد و تبعیض دولت حاکم آشنا گشت.

ادامه تحصیلات در خارج


عبدالعلی با ختم خدمت سربازی مدت کوتاهی در افغانستان می ماند. بعد چون بسیاری های دیگر برای ادامه ی تحصیلاتش به ایران می رود. در سال 1350 هجری شمسی قم را به عنوان محل تحصیلش انتخاب می کند. این سالها در ایران اوج مبارزات ضد شاهنشاهی است. مبارزات ضد سلطنتی مردم ایران و فضای سیاسی و فکری آن روز حوزه علمیه قم، مزاری را بیشتر از گذشته به فعالیت های سیاسی و جریان های انقلابی علاقمند می سازد. نظام فرسوده ی شاهی افغانستان بدتر از شاهنشاهی ایران غرق فساد بود. او افغانستان و محرومیت ها را دیده بود. با حلقات مبارزان شیعه و هزاره افغانستان ارتباط و دوستی نزدیک داشت. بنابرین مزاری در مدت کوتاهی با رهبران انقلاب ایران آشنا شد. سفری به نجف رفت و با آیت الله خمینی از نزدیک دیدار کرد. بعد از سفر نخستش چندین بار دیگر نیز به نجف رفت و آمد نمود.
سال های اقامت مزاری در ایران، عراق، سوریه، پاکستان و ترکیه پر از شور و تلاش بود. رهبر شهید در کنار فعالیت های سیاسی و همکاری و همفکری با شخصیت های رده اول انقلاب، در سال 1355 موفق شد تا درس سطوح حوزه را به پایان برساند.

فعالیت های سیاسی

سرانجام فعالیت های گسترده سیاسی «رهبر شهید» باعث بازداشت او توسط سازمان امنیت و اطلاعات کشوری ایران شد و او را چندین ماه در زندان اوین تهران زندانی و شکنجه کرد. تا اینکه در سال 1365 هجری شمسی توسط ساواک از ایران اخراج شد. مزاری به کابل رفت و در کابل با دیگر مبارزان شیعه و هزاره اقدام به تشدید فعالیت های سیاسی و فرهنگی نمود. از جمله کتابخانه ای در شهر مزار شریف ایجاد کرد.
در خزان 1365 هجری شمسی برای بار دوم به ایران سفر کرد. چون در ایران تحت تعقیب و ممنوع الورود بود، مجبور شد که به نام بدل و به صورت مخفیانه وارد ایران شود. برای جلوگیری از بازداشت دوباره توسط «ساواک» جای ثابتی برای اقامت نداشت و مدام در رفت و آمد میان کشورهای عراق، ایران، سوریه، ترکیه و پاکستان بود. در سال 1357 تحولات بزرگی در منطقه روی داد. در ایران انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله خمینی به پیروزی رسید و در افغانستان کودتای هفت ثور اتفاق افتاد. به دنبال کودتای هفت ثور و قیام سه حوت 1357 مردم چهارکینت، «رهبر شهید» به زادگاهش بر گشت و در کنار مجاهدین به جنگ مسلحانه با دولت خلق و پرچم و متجاوزان شوروی پرداخت. در همین سال ها با همکاری و هماهنگی جمع کثیری از مبارزان شیعه و هزاره سازمان نصر افغانستان را بنیان گذاشتند
رهبر شهید در سال 1360 هجری شمسی برای اکمال و تدارکات جبهات دوباره مجبور شد تا به خارج سفر کند. بعد در سال 1365 به افغانستان بازگشت و این بار تلاش نمود تا جبه هات گوناگون و بعضا متخاصم را متحد سازد. در این راستا تقریبا از تمام جبه هات مجاهدین هزاره بازدید کرد. ثمره تلاش او و بسیاری از دیگر فرماندهان و رهبران جبه هات جامعه هزاره در سال 1368 به ثمر نشست. تقریبا تمام احزاب سیاسی هزاره در بامیان با امضای «میثاق وحدت» حزب وحدت اسلامی افغانستان را بنیاد گذاشتند. تشکیل حزب وحدت اسلامی همانگونه که در تاریخ جامعه هزاره برجسته و ماندگار است، «رهبر شهید» را نیز وارد مرحله ای تازه از زندگی سیاسی ـ فکری اش کرد.
در سال 1368 هجری شمسی با تثبیت جایگاه حزب وحدت در داخل، «رهبر شهید» همراه دیگر رهبران جامعه هزاره برای معرفی بیشتر حزب وحدت و مشوره با مردم و مسولین خارج از کشور به پاکستان و بعد به ایران سفر کردند. این سفر تقریبا تا سال 1370 هجری شمسی ادامه یافت. در این مدت، هیأت حزب وحدت با استقبال پر شور و بی سابقه ی مهاجرین خارج از کشور روبرو شد و اکثر مسولین خارج از کشور احزاب جامعه ی هزاره از تشکیل حزب وحدت استقبال و حمایت کردند. در این مقطع تنها شیخ آصف محسنی قندهاری، رهبر حرکت اسلامی افغانستان با تشکیل حزب وحدت به بهانه های مختلف مخالفت نمود و تا پایان حاضر به همکاری نشد.
«رهبر شهید» در سال 1370 تصمیم گرفت که از طریق ولایت فراه به هزاره جات بازگردد. در مسیر راه کاروان «رهبر شهید» در ولایت فراه مورد حمله دشمن قرار گرفت و برای مدت طولانی از سرنوشت ایشان اطلاعی در دست نبود. در این مدت، شخصی از علمای پشتو زبان و اهل سنت به نام محمد علی فراهی از دوستان دوران عسکری «رهبر شهید» به ایشان پناه می دهد تا زمینه برای رفتن به بامیان فراهم شود.
شورای مرکزی حزب وحدت در سال 1370 هجری شمسی، عبدالعلی مزاری را رسما به عنوان دبیرکل شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی انتخاب کرد. این انتخاب در وقتی صورت گرفت که از سرنوشت ایشان در ولایت فراه اطلاع دقیقی در دست نبود.
در اوایل زمستان 1370 هجری شمسی «رهبر شهید» بعد از پشت سرگذاشتن خطرات بسیار از طریق ولایت فراه خود را به بامیان رساند. چندی بعد از این، هیأتی به نمایندگی از نظامیان سه قوم ازبیگ، تاجیک و هزاره در دولت کابل با حزب وحدت اسلامی تماس می گیرند. «رهبر شهید» و حزب وحدت در ضمن حمایت از قیام آنان، هیأتی را به تالقان و پنجشیر می فرستد تا با احمد شاه مسعود و دیگر فرماندهان جمعیت اسلامی در این راستا هماهنگی کنند.
سرانجام به دنبال هماهنگی و همکاری حزب وحدت، شورای نظار و نیروهای ازبک و ترکمن قیام بر ضد دولت نجیب از صفحات شمال آغاز شد و در مدت کوتاهی دولت در سرتاسر افغانستان سقوط کرد و کابل نیز به دست نیروهای مخالف دولت افتاد. «رهبر شهید» به دنبال سقوط دولت از طریق مزار شریف وارد کابل می شود و در غرب کابل مستقر می گردد.
استقرار مزاری در کابل، سر آغاز مقاومت پر افتخاری است که در تاریخ جامعه ی هزاره و افغانستان تعبیر به «مقاومت غرب کابل» می شود. پیروزی مجاهدین، سقوط دولت نجیب و به قدرت رسیدن دولت ربانی محصول همکاری و هماهنگی سه جریان حزب وحدت، شورای نظار و نیروهای جامعه ازبک و ترکمن بود. اما شورای نظار بعد از جابجایی در کابل بر خلاف تصور همه در صدد حذف متحدین دیروزین خود ـ حزب وحدت اسلامی و جنبش ملی اسلامی برآمد. هزاره ها و ازبک ها و ترکمن ها با جان نثاری و قبول خطرات بسیار زمینه را برای به قدرت رسیدن دولت ربانی فراهم کردند و شورای نظار با تکیه به این دو نیرو جایگاه خویش را در کابل در برابر حزب اسلامی و دیگر رقیبانش تحکیم بخشید. اما با این وجود، انحصار طلبی و تمامیت خواهی شورای نظار به حدی اوج گرفته بود که از درک این واقعیت بسیط عاجز بودند و نمی توانستند درک کنند که بدون نیروهای که آنان را به قدرت رسانیده بودند، توان اداره کشور را ندارند. در نتیجه، مزاری بر خلاف تصورات پیشینش در غرب کابل رهبری مقاومت بر ضد دولتی را بر عهده گرفت که در پیروزی آن خود نقش محوری و تعیین کننده داشت. مقاومت حزب وحدت بر ضد تهاجمات دولت ربانی تقریبا سه سال به درازا کشید. در این مدت، تشکیل شورای هماهنگی متشکل از حزب وحدت، جنبش ملی اسلامی، حزب اسلامی و جبهه نجات از ابتکارات «رهبر شهید» بود. حزب وحدت در برابر تهاجمات سنگین دولت ربانی که عموما از هوا و زمین صورت می گرفت یکی از بی نظیرترین مقاومت های تاریخ کشور را در برابر دولت های مزدور و خودکامه به یادگار گذاشت.
دولت ربانی علاوه بر تحمیل جنگ های خونین و تصفیه قومی در بعضی محله های غرب کابل، تلاش نمود تا حزب وحدت را از درون متلاشی کند. با هزینه بسیار عناصری را در درون حزب وحدت پرورش داد که منجر به جنگ 23 سنبله 1373 شد. 23 سنبله با تمام سختی ها و تلخی هایی که برای مقاومت غرب کابل داشت در فرجام عملیات ناموفق برای دولت ربانی بود.

شهادت بابه مزاری

در اواخر سال 1373 جنبش نوظهور طالبان تا نزدیکی های کابل پیشروی کردند. ظهور طالبان تمام معادلات قدرت در افغانستان و مخصوصا در کابل و اطراف آن را دگرگون نمود. «رهبر شهید» در آغاز با فرستادن بخشی از زبده ترین نیروهای خویش به ولایت غزنی به مقاومت در برابر پیشروی طالبان پرداخت. نیروهای اعزامی حزب وحدت در آغاز موفق شدند مواضع طالبان را در اطراف شهر غزنی متصرف شوند. اما به دنبال عدم همکاری نیروهای محلی آنان نتوانستند جبهه ای موثر بر ضد طالبان در غرنی فعال سازند.
با شکست طرح فعال ساختن جبهه در ولایت غزنی، «رهبر شهید» مذاکرات با طالبان را که از چندی پیش آغاز شده بود جدی تر دنبال نمود. در عین زمان در تلاش بود تا به توافقاتی با دولت ربانی نیز دست یابد. با کنار رفتن حزب اسلامی و مستقر شدن طالبان در چهار آسیاب غرب کابل در محاصره کامل قرار گرفت. «رهبر شهید» تلاش بسیار نمود تا با یکی از دو طرف به توافق برسد. تلاش ها در راستای توافق با دولت و پیشنهاد دفاع مشترک بی نتیجه بود. در آخرین روزهای مقاومت غرب کابل، نیروهای دولتی حملات بسیار شدیدی را از مناطق مختلف بالای غرب کابل از زمین و هوا آغاز کردند. در این جنگ ها بر خلاف گذشته از یکسو حزب وحدت در محاصره و تمام راه های اکمالاتش را از دست داده بود و از سوی دیگر در برابر حملات دولت تنها دفاع می کرد. حزب اسلامی کاملا از خطوط اول عقب نشینی کرده بود و نیروهای جنبش نیز کارآیی سابق خود را نداشتند.
سرانجام با وجود تلاش های مداوم سیاسی و مقاومت بی نظیر نظامی، حزب وحدت اسلامی در غرب کابل شکست خورد و «رهبر شهید» در ۲۲ حوت 1373 در چهارآسیاب به دست طالبان به شهادت رسید. شهادت مزاری جامعه هزاره را تکان داد. طالبان تلاش نمود تا از پذیرش مسولیت شهادت «رهبر شهید» شانه خالی کند و شهادت او را بیشتر یک سانحه هوایی وانمود سازد.
آری، عاقبت مزاری در ۲۲ حوت 1373 شهید شد. مقاومت غرب کابل شکست خورد. هزاره ها در پایان یک صد سالگی مقاومت خویش بزرگ ترین رهبر تاریخ معاصرشان را از دست دادند. اما مزاری از غزنه تا بامیان، از بامیان تا بلخ، از میان دره ها و کوه های سر به فلک کشیده هزارستان با تن پاره پاره، با چهره ای سرخ، زمستان سفید مردمش را خونین تن کرد تا عدالتخواهی را به دروازه هر خانه قومش ببرد و در زمستان انسانیت و عدالت و در عصر طالبان ستم و دولتمردان جنایت، عدالتخواهی را همیشگی سازد و حقانیت مقاومت برای حق را شهادت دهد. مزاری با خون سرخش عدالت را به گستردگی وطنش به یاد ها داد و در زندگی اش از حق هر شهروند وطنش گفت و با شهادتش درستی این باور خویش را ثبت تاریخ کرد.
سرانجام در آغاز فصل لاله های سرخ ترکستان، در بهار 1374، مزار مزاری اش را به آغوش کشید، عبدالعلی، فرزند پرشور و دلیرش را که برای همیشه بابه مزاری مردم شده است.
روحش شاد، راهش پر رهرو و آرمان های انسانی اش جاودانه باد.

Ali Sina Rehemi


Doctor Sima Samar  (دوکتر سیماسمر)

Dr. Sima Samar (born February 4, 1957) is the Chairperson of the Afghan Independent Human Rights Commission (AIHRC) and, since 2005, United Nations Special Rapporteur on the situation of human rights in Sudan.

Biography

Samar was born in Jaghoori, Ghazni, Afghanistan, on 4 February 1957. She obtained her degree in medicine in February 1982 from Kabul University, the first Hazara woman to do so. She practiced medicine at a government hospital in Kabul, but after a few months was forced to flee for her safety to her native Jaghoori, where she provided medical treatment to patients throughout the remote areas of central Afghanistan.

In 1984, the communist regime arrested her husband, and Samar and her young son fled to the safety of nearby Pakistan. She then worked as a doctor at the refugee branch of the Mission Hospital. Distressed by the total lack of health care facilities for Afghan refugee women, she established in 1989 the Shuhada Organization and Shuhada Clinic in Quetta, Pakistan. The Shuhada Organization was dedicated to the provision of health care to Afghan women and girls, training of medical staff and to education. In the following years further branches of the clinic/hospital were opened throughout Afghanistan.

After living in refuge for over a decade, Samar returned to Afghanistan in 2002 to assume a cabinet post in the Afghan Transitional Administration led by Hamid Karzai. In the interim government, she served as Deputy President and then as Minister for Women's Affairs. She was forced into resignation from her post after she was threatened with death and harassed for questioning conservative Islamic laws, especially sharia law, during an interview in Canada with a Persian-language newspaper. During the 2003 Loya Jirga, several religious conservatives took out an ad in a local newspaper calling Samar the Salman Rushdie of Afghanistan.

She currently heads the Afghanistan Independent Human Rights Commission (AIHRC).

She is one of the 4 main subjects in Sally Armstrong's 2004 documentary [Daughters of Afghanistan]. In the documentary, Sima Samar's work as the Minister of Women's Affairs and her subsequent fall from power is shown.

Dr. Samar publicly refuses to accept that women must be kept in purdah (secluded from the public) and speaks out against the wearing of the burqa (head-to-foot wrap), which was enforced first by the fundamentalist mujahideen and then by the Taliban. She also has drawn attention to the fact that many women in Afghanistan suffer from osteomalacia, a softening of the bones, due to an inadequate diet. Wearing the burqa reduces exposure to sunlight and aggravates the situation for women suffering from osteomalacia.

It is said that Sima has been in the leadership of Hezb-e-Wahdat e Islami Afghanistan (حزب وحدت اسلامی افغانستان) but she herself denies it. Wahdat Party has been accused of war crimes by Human Rights Watch and Amnesty International in the early 90's.

Awards

Dr. Sima Samar has received numerous international awards for her work on human rights and democracy, including

1994 Ramon Magsaysay Award for Community Leadership

1995 Global Leader for Tomorrow from the World Economic Forum in Switzerland

The 1998 100 Heroines Award in the United States

The Paul Grunninger Human Rights Award, Paul Grunninger Foundation, Switzerland March 2001

The Voices of Courage Award, Women’s Commission for Refugee Women and Children, New York, June 2001

The John Humphrey Freedom Award, Rights and Democracy, Canada December 2001

Ms. magazine, Women of the Year on behalf of Afghan Women, USA December 2001

Women of the Month, Toronto, Canada, December 2001

Best Social Worker Award, Mailo Trust Foundation, Quetta, Pakistan March 2001

International Human Rights Award, International Human Rights Law Group, Washington, DC April 2002

Freedom Award, Women’s Association for Freedom and Democracy, Barcelona July 2002

Lawyers Committee for Human Rights, New York October 2002

The Perdita Huston Human Rights Award 2003

Profile in Courage Award 2004; and

One of A Different View's 15 Champions of World Democracy in January 2008

 

By: Ali Sina Rehemi


داود سرخوش که با صداش دل هزارها از مردم را به تپیدن می آورد
Dawood Sarkhosh (Best Afghan Singer)

Biography A multi talented Artist, Dawood Sarkhosh was born in 1971 in the province of Urozgan in Central Afghanistan . He started to compose poetry at the age of 9 and play Dumbura and to sing at the age of 17. He studied the Hazaragi Danbura for a short period with the help of his elder brother Sarwar Sarkhosh, and studied Hamoonia/Accordion under the Pakistani composer the late Arbab Ali Khan – from the province of Sind . At a time when Afghan music had fallen into obscurity under the despotism of fundamentalists.

Sarkhosh revived the art by creating songs inspired by a sense of nationalism and suffering in exile. His songs were not commercial, they were artistic reflection of the nostalgia and the bitter taste of refugee life experienced by millions of Afghan refugees throughout the world. They rush to his concerts in their thousands to share their refugee culture with him and enjoy it for a few hours. Discography Up till now Dawood Sarkhosh has released 3 CDs which are available in almost every Afghani shop around the world. His first CD "Sarzamin-e- Man" (My Homeland) came out in England in 1998 and shortly after the second CD "Parijoo" (Fairy) was released in 2000. The third CD "Sepeed -o-Siyah" (White & Black) has been released in 2004. Today Sarkhosh is considered as an accomplished artist and one of the most popular and distinguished artistic figures of Afghanistan.

Dawood Sarkhosh is married to K. Nekzad Sarkhosh. They have 3 sons Saboor, Zulfiqar and Yasir

alisina Rehemi


The Top Most Famous People In History شخصیت های تاریخ         


ملكه ویكتوریا 1901- 1819



نخستین چهره این كتاب ملكه ویكتوریا، ملكه قدرتمند بریتانیا در قرن نوزدهم است كه 64 سال از عمر 82 ساله اش را بر بریتانیا و مستعمرات آن حكومت كرد. ملكه ویكتوریا در میان حكمرانان بریتانیا بیشترین مدت سلطنت را دارا بوده است.

ملكه ویكتوریا در سال 1819 به دنیا آمد و تنها فرزند خانواده اش بود. او در سال 1837 در سن هجده سالگی بجای عمویش ویلیام پنجم بر تخت سلنطنت نشست و تا زمان مرگش در سال 1901 حكمران بریتانیا بود. او در سال 1841 در سن 21 سالگی با شاهزاده آلبرت ازدواج كرد كه حاصل آن 9 فرزند بود. ملكه ویكتوریا پس از درگذشت همسرش در سال 1861 تا پایان عمر عزادار او بود و همیشه لباس سیاه می پوشید.

ملكه ویكتوریا از محبوب ترین چهره های خاندان سلطنتی بریتانیاست. در زمان او امپراتوری بریتانیا از لحاظ وسعت به پهناورترین امپراتوری جهان و تاریخ بریتانیا تبدیل شده بود. گستردگی اش از استرالیا و هند تا كانادا و غرب آفریقا ادامه داشت. بریتانیا در زمان سلطنت ملكه ویكتوریا به دلیل علاقه خود و بیش از آن همسرش شاهزاده آلبرت به علم، فرهنگ و هنر از لحاظ علمی و هنری بسیار پیشرفت كرد. موزه ویكتوریا و آلبرت در لندن یادگار فعالیت های هنردوستانه او همسرش است.

اختراع دوربین عكاسی و شكل گیری و پیشرفت هنر و صنعت عكاسی همه در دوران سلطنت ملكه ویكتوریا اتفاق افتاد. طبیعی بود كه عكاسی در سالهای ابتدایی به دلیل گرانی و دشواری آن تنها منحصر به عكاسی از اشراف
می شد و به ندرت عامه مردم به آن دسترسی داشتند. ( همانطور كه نخستین دوربین عكاسی در دوران قاجار وارد ایران شد و برای سالها عكاسی فقط به عكس گرفتن از خانواده سلطنتی تعلق داشت.)


ملكه ویكتوریا و خانواده سلطتنی نیز از نخستین سوژهای عكاسی در تاریخ عكاسی بریتانیا بودند. بنا به نوشته رابین میور نویسنده كتاب "پر عكس ترین چهره های جهان" مشخص نیست كه نخستین عكس از خانواده سلطنتی چه زمانی گرفته شده، اما عكسی كه در سال 1854 توسط ویلیام ادوارد كیلبرن از ملكه ویكتوریا و همسرش شاهزاده آلبرت و هشت فرزندش برداشته شده قدیمی ترین عكسی است كه تاكنون برجای مانده است.

نخستین عكس كتاب عكسی است كه در سال 1854 در باغ قصر باكینگهام از خانواده سلطنتی گرفته شده كه بنا به نوشته رابین میور از نخستین عكسهایی است كه از خانواده سلطنتی با لباس غیر رسمی برداشته شده است.

 مهاتما گاندی 1949 – 1869



دومین شخصیت كتاب به یكی از مطرح ترین چهره های سیاسی دنیا در قرن بیستم تعلق دارد. مهاتما گاندی آزادیخواهی بود كه پس از سالهای مبارزه با استعمار بریتانیا سرانجام موفق شد در سال 1947 هند را از زیر سلطه بریتانیا بیرون كشد و استقلال هند را اعلام كند.

مهاتما گاندی در سال 1869 در هند متولد شد و در سال 1882 در سال سیزده سالگی ازدواج كرد. گاندی بین سالهای 1891-1888 در لندن به تحصیل حقوق مشغول بود و بین سالهای 1914- 1893 در آفریقای جنوبی در زمینه حقوق مشغول به كار بود در همان سالها بود كه فعالیت های سیاسی – اجتماعی خود را برای بدست آوردن حقوق جامعه هندیان آفریقای جنوبی آغاز كرد.

او در سال 1915 به هند رفت و به فعالیتهای ناسیونالیستی خود شدت بخشید تا سرانجام در سال 1930 به دلیل مخالفت آشكارا با سلطه بریتانیا بر هند به مدت دو سال به زندان افتاد. با پایان جنگ جهانی دوم روند انتقال قدرت به هندیها آغاز شد و نهایتا این كشور در سال 1947 مستقل اعلام شد. مهاتما گاندی در روز 30 ژانویه 1949 در سن 79 توسط یك هندوی افراطی به قتل رسید.

تصویر پیرمرد سیه چرده و ریز نقشی با سر تراشیده و عینك پنسی اولین تصویری است كه از گاندی، قهرمان ملی هند در ذهن مردم نقش می بندد. این تصاویر از گاندی بدون شك نام هند و مبارزه با استعمار بریتانیا را تداعی می كند و او را به عنوان نماد ضد استعمار و میهن پرستی قرن بیستم معرفی می كند.

در كتاب علاوه بر عكسهایی از دوران مبارزات گاندی در هند و سالهای پایانی عمر او چندین عكس از دوران نوجوانی و جوانی او نیز به چشم می خورد كه اغلب این عكسها در انگلستان برداشته شده اند.

آدولف هیتلر 1945 - 1889



آدولف هیتلر، رهبر حزب نازی آلمان، سومین چهره كتاب پر عكس ترین چهره ها های جهان است. از هیتلر به عنوان شرور ترین و منفورترین ترین شخصیت قرن بیستم نام می برند. نام او با جنگ جهانی دوم و جنایات این جنگ پیوند خورده است. كشتار صدها هزار نفر در كوره ها آدم سوزی را در جریان جنگ جهانی دوم به او نسبت می دهند.

تبلیغ و نشان دادن قدرت و عظمت حزب نازی نیاز به وسیله ای داشت كه هیتلر برای به تصویر كشیدن ابهت ارتشش از عكاسی و فیلمبرداری بهره جست. فیلمهای رنی ریفنشتال از جمله پیروزی اراده كه از برجسته ترین آثار تاریخ سینما است، نقشی اساسی در تبلیغات حزب نازی داشتند. عكاسی نیز كاربردی در هیمن اندازه داشت. عكسهای مردی با سبیلی كوچك ( كه به واسطه همین عكسها به سبیل هیتلری معروف شد) در حال سخنرانی های پر حرارت خود و یا با دست برافراشته كم كم وسیله ای شد برای تبلیغ بیشتر حزب. این عكسها به تدریج به نماد حزب نازی آلمان تبدیل شدند.

آدولف هیتلر در سال 1889 در اتریش به دنیا آمد. پس از اینكه نتواست در رشته هنرهای زیبا به دلیل رد شدن در امتحان ورودی دانشگاه شركت كند، به ارتش پیوست و در جنگ جهانی اول به صلیب طلایی شجاعت دست یافت. او در سال 1932 به منظور شركت در انتخابات ریاست جمهوری آلمان به تبعیت این كشور در آمد. در سال 1933 هیتلر به مقام صدر اعظمی آلمان دست یافت.

در سال 1936 برلین میزبان المپیك شد. این المپیك موقعیت ویژه ای برای هیتلر بود كه بتواند به وسیله عكس و فیلم، پروپاگاندای وسیعش را در كنار اخبار ورزشی در سراسر جهان مطرح كند. فیلم المپیاد: جشن زیبایی ساخته ریفنشتال در جریان همین رقابتها ساخته شد.

ارتش آلمان به رهبری هیتلر در سال 1939 هیتلر به لهستان حمله كرد و عملا آتش جنگ جهانی دوم برافروخته شد. آدولف هیتلر در 30 آوریل 1945 درست یك هفته پیش از سقوط آلمان نازی خود را كشت. در كنارهای تصاویر هیتلر بعضا عكس یك سگ و یك زن دیده می شد كه از این دو به عنوان عزیزترین های هیتلر یاد می كردند. این زن كه اوا براون نام داشت، معشوقه او بود كه همراه هیتلر در روز 30 آوریل خود را كشت.

گرتا گاربو 1990 – 1905



گرتا گاربو ستاره سوئدی سینما كه در هر دو دوره سینمای صامت و ناطق می درخشید چهره چهارم كتاب است. گابرو كه نام اصلی او گرتا گوستافسون است در سال 1905 در استكهلم به دنیا آمد. در پانزده سالگی به عنوان مدل در یك فیلم تبلیغاتی برای نخستین مقابل دوربین فیلمبرداری قرار گرفت.

گاربو ستاره شهیر دهه 1930 هالیوود بود و در كنار او از بازیگران زن دیگری چون جون كرافورد، بت دیویس و كاترین هپبورن در آن سالها نیز نام برده می شد. او در طول دوران بازیگری اش چهار بار نامزد دریافت اسكار بهترین بازیگر زن شد

گاربو در سال 1925 قراردادی با كمپانی مترو گلدوین مه‌یر امضا كرد و در طول 16 سالی كه با این كمپانی قرار داد داشت كمتر بازیگر زن هالیوودی توانست از لحاظ شهرت به پای او برسد.

عكسهایی كه به تناوب از او در آن سالها بر روی جلد مجله های مختلف هنری و مد از جمله ونیتی فر به چاپ می رسید نشان از علاقه عكاسان به عكاسی از او داشت. بسیاری از عكسهای مشهور گاربو توسط سسیل بیتون (1980-1904) یكی از برجسته ترین عكاسان مد و پرتره جهان برداشته شده است.

با كناره گیری ناگهانی گاربو از دنیای بازیگری در سن 36 سالگی كه در اوج شهرت و محبوبیت بود عكسهای كمتری نیز از او به چاپ رسید البته علت اصلی كم عكس بودن او پس از سال 1941، انزوای او و ظاهر نشدنش در محافل عمومی بود. گرتا گاربو كه هیچگاه ازدواج نكرده بود در سال 1990 در نیویورك درگذشت.

جان اف كندی 1963-1917



جان اف كندی بدون شك یكی از مشهورترین روسای جمهور آمریكاست. عوامل زیادی به شكل گرفتن این شهرت كمك كرده اند كه شاید مهمترین آنها ترور او در سال 1963 بود كه همچنان در هاله ای از ابهام است و هنوز اسناد تازه ای از این اتفاق به دست می آید.

اما به جز آن، عوامل دیگری در شكل گیری شهرت جان اف كندی نقش داشته اند. او جوانترین كسی بود كه تا آن زمان به ریاست جمهوری ایالات متحده برگزیده می شد و نخستین رئیس جمهور این كشور بود كه مذهب كاتولیك داشت. همچنین شایعاتی در خصوص ارتباط پنهان او با مریلین مونرو ستاره سینما و نقش او در سیاست خارجی آمریكا در مقابل كشورهای كمونیستی از جمله عواملی بود كه به اشتهار او می افزود.

جوانی و خوش پوشی رئیس جمهور كندی او و همسر زیبایش، ژاكلین را به یكی از سوژه های مهم خبرنگاران و عكاسان تبدیل كرد.

مرگ ناگهانی او و رسیدگی به پرونده قتلش و ازدواج ژاكلین با اوناسیس، میلیونر یونانی پس از مرگ كندی، نام او و همسرش را حتی پس از مرگش برای سالها در اخبار نگه داشت و عكسهایی از او كه در زمان حیاتش هیچگاه منتشر نشدند پس از مرگش مرتب در نشریات مختلف چاپ می شدند.

جان فیتز جرالد كندی در سال 1917 از پدر و مادری ایرلندی در نیویورك به دنیا آمد. او در سال 1946 به عنوان مسئول حزب دموكرات بوستون برگزیده شد و در سال 1953 به عنوان سناتور وارد سنای آمریكا شد. كندی در سال 1957 به جایزه ادبی پولیتزر دست یافت و در سال 1960 در سن 43 سالگی در رقابتی فشرده با ریچارد نیكسون به ریاست جمهوری آمریكا انتخاب شد. او در سال 22 نوامبر 1963 در شهر دالاس در ایالت تگزاس توسط لی هاروی اسوالد به قتل رسید.

مریلین مونرو 1962 - 1926



مریلین مونرو یكی از سرشناس ترین ستاره های تاریخ سینماست او نیز مانند جان اف كندی (شایعاتی درباره ارتباط این دو بر سر زبانها بود) بخش عمده ای از شهرتش را پس از مرگش زود هنگامش به دست آورد. او بارها از سوی مجلات و آژانس های مختلف به عنوان مشهورترین و جذاب ترین زن قرن بیستم انتخاب شده است.

او علاوه بر اینكه همیشه در صدر اخبار هالیوودی بود و عكسهایی كه پاپاراتزی ها از او می انداختند سوژه مورد علاقه عكاسان هنری نیز بود. كمتر كسی در هالیوود به اندازه مریلین مونرو توسط عكاسان صاحب نام و برجسته دنیا عكسبرداری شده است.

برونو برنارد" مشهور به "برنارد هالیوود"، "سام شاو"، " كارتیه برسون"، "سسیل بیتون"، "داگلاس كركلند" و "برت استرن" از جمله عكاسانی هستند كه عكسهای آنها از مریلین مونرو جزو آثار پر ارزش تاریخ عكاسی هستند.

بسیاری از نقاشی ها و طرح هایی كه پس از مرگ "مریلین مونرو" از او كشیده شده، متاثر از آثار "اندی وارهول"هستند. مدل این طرح ها كه عموما در آنها از رنگ های تند و شاد استفاده شده، عكسی است كه در سال 1952 " فرانك پاوولنی" عكاس آمریكایی از " مریلین مونرو انداخته است.

مریلین مونرو با نام اصلی نورما جین مورتنسن در سال 1926 در لس آنجلس به دنیا آمد در شانرده سالگی برای نخستین بار ازدواج كرد در سال 1944 توسط عكاسی كشف شد و در سال 1946 با كمپانی فاكس قرن بیستم قرارداد بازی در فیلم امضاء كرد.

او در سال 1956 با آرتور میلر، نمایشنامه نویس سرشناس آمریكایی ازدواج كرد و به یهودیت تغییر مذهب داد. مشهورترین فیلمهای او بعضی ها داغشو دوست دارن و خارش هفت ساله اند. جسد او در 5 اوت 1962 در خانه اش كشف شد كه علت مرگ او مصرف بیش اندازه قرص خواب آور اعلام شد.

اودری هپبورن 1993 - 1929



سالهای 50 و 60 میلادی سالهایی بودند كه عكاسی چهره و مد به اوج خود رسیده بود و ستارگان خوش چهره سینما مناسب ترین سوژه برای روی جلد مجله های مد و بیل بورد های تبلیغاتی بودند. در این میان تصاویر كسانی چون مریلین مونرو، جیمز دین، مارلون براندو و اوا گاردنر بیش از بقیه دیده می شد.

اودری هپبورن نیز از جمله كسانی بود كه محبوبیت ویژه ای نزد عكاسان داشت. چهره كودكانه او تصویری متفاوت از چهره های معمول ستارگان شهیر آن زمان داشت.

هپبورن در سال 1929 در بروكسل از پدری انگلیسی و مادری از اشراف هلندی به دنیا آمد و در ده سالگی همراه با مادرش به هلند مهاجرت كرد و در نوجوانی آموختن باله را آغاز كرد و در 18 سالگی برای آموختن بیستر به لندن رفت. هپبورن فعالیت بازیگری اش را از بیست سالگی با بازی در نمایشی در لندن آغاز كرد و در سال 1951 در برادوی بر روی صحنه رفت. از همان سالها جلوی دوربین سینما قرار گرفت اما مهمترین فیلمش تعطیلات رمی بود كه برای آن اسكار بهترین بازیگر زن را بدست آورد. بانوی زیبای من، سابرینا و صبحانه در تیفانی از فیلمهای مهم او هستند. هپبورن در سال 1993 بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت.

او علاوه بر اینكه از مشهورترین بازیگران زن زمان خود بود، به عنوان مدل لباس نیز نامش در سالهای 50 و 60 میلادی مطرح بود. در كتاب "پرعكس ترین چهره های جهان" نیز عكسهایی كه از او برای مجله های مد چاپ شده در كنار عكسهایی سینمایی او آمده است. آخرین عكس بخش هپبورن به زمانی بر می گردد كه او سفیر یونسكو بوده و به كشورهای محروم جهان سفر می كرد این عكس كه كمی پیش از مرگش گرفته شده او را همراه پسركی كه فقط پوستی بر استخوان دارد، نشان می دهد.

در میان عكسهایی كه از اودری هپبورن گرفته شده عكسهایی كه سسیل بیتون و فیلیپ هاسمن از او گرفته اند جزو شناخته شده ترین ها هستند.

جیمز دین 1955 – 1931



در تمام تاریخ سینما و هالیوود شاید هیچ بازیگری به اندازه جیمز دین با توجه به حضور كوتاهش در سینما شهرت نداشته باشد. شاید او هم مانند دو چهره دیگر این كتاب ( كندی و مونرو) بخشی از شهرتش را پس از مرگ اتفاقی و زودرسش به دست آورده است. اما به هرحال عكسهایی كه از او گرفته شده حاكی از آن است كه این بازیگر در زمان خود نیز به شهرت قابل توجه ای دست یافته بود.

دهه پنجاه میلادی آغاز شكل گیری فرهنگ تازه ای در آمریكا بود، فرهنگ جوانان سركش و بی قید نسبت به سیستم بسته آمریكای پس از جنگ. هنر و جامعه آمریكایی در حال تغییر بود و فیلمهای چون وحشی و اتوبوسی به نام هوس و شكوه علفزار نشان از آن می داد كه نسل متفاوتی از جوانان به روی كار می آیند.

در این میان جیمز دین با سه فیلم شرق بهشت، غول و شورش بی دلیل، هر سه با موضوع محوری جوان سركش جایگاه ویژه ای در میان این نسل پیدا كرد.

جیمز دین مجموعا در سه فیلم بلند حضور داشت كه آخرین آن، شورش بی دلیل كمی پس از مرگش نمایشش عمومی پیدا كرد. رابین میور نویسنده كتاب علت بخشی از پر عكس بودن جیمز دین مرتبط با روابط دوستانه او با عكاسان مطرح آن زمان می داند برای مثال دین با جیمز استاك از عكاسان آژانس مگنوم و مجله لایف روابط صمیمانه ای داشته و خود می دانسته دوستی با عكاسان می تواند بودن تصویر او را روی جلد نخست مجلات كمك كند.

مشهورترین عكسی كه استاك از دین گرفته، آن است كه دین با سیگاری گوشه لب در روزی بارانی در میدان تایم نیویورك در حال قدم زدن است. استاك علاوه بر عكسهایی كه صرفا برای مجلات از جیمز دین می انداخته، از فیلمهای او نیز عكاسی می كرده كه شاید معروفترین آنها صحنه ای باشد كه جمیز دین در فیلم شورش بی دلیل در جریان یك درگیری چاقو در دست دارد.

جیمز بایرون دین در سال 1931 در ایالت ایندیانای آمریكا متولد شد. در 18 سالگی به كالیفرنیا رفت و در آنجا تحصیلاتنش را در رشته تئاتر دانشگاه یو سی ال ای آغاز كرد. نخستین نقش نمایشی را در 1950 بازی كرد و سال پس از آن به نیویورك رفت تا در نمایشهای جدی تر بازی كند. در سال 1952 به اكتورز استودیو رفت و زیر نظر لی استراسبرگ در كنار مارلون براندو و مونتگومری كلیف به یكی از برجسته ترین بازیگران مكتب "متد اكتینگ" بدل شد. نخستین نقشش را در فیلم شرق بهشت ساخته الیا كازان و به فاصله چند ماه دو فیلم غول (جورج استیونس) و شورش بی دلیل ( نیكلاس ری) را پشت سرهم بازی كرد.

جیمز دین در روز 30 سپتامبر 1955 در سن 24 سالگی در سانحه رانندگی كشته شد.

الویس پریسلی 1977 – 1935





بدون شك نام راك اند رول و الویس پریسلی هركدام دیگری را به یاد می آورند، ستاره موسیقی راك اند رول هنوز پس از گذشت نزدیك به سی سال از مرگش همچنان برای خیلی ها بهترین خواننده عمرشان محسوب می شود.

الویس به نوعی ادامه جیمز دین در دنیای موسیقی است. صحنه موسیقی آمریكا در سالهای پس از جنگ جهانی دوم مطلقا در اختیار خوانندگانی چون فرانك سیناترا و دین مارتین بود. موسیقی متفاوت او با ترانه های معترضش كه از زندگی عادی و مردمی و نه عاشقانه های خیالی سرچشمه گرفته بود پایه گذار روی كار آمدن موسیقی كسانی چون باب دیلان، رولینگ استونز، بیتلها و بروس اسپرینگستین شد.

دهه های شصت و هفتاد میلادی اوج سالهای تقلید از الویس بود و جوانان آن سالها كه شیفته موهای روغن زده او و لباسهای تنگ و رنگارنگش بودند. این جوانان هر روز در عطش دیدن تصویر تازه ای از بت شان بودند تا در شباهت به سلطان راك اند رول از دیگران پیشی بگیرند. این كار نیاز به شكار الویس توسط عكاسان داشت.

بخشی از سالهای اوج شهرت پریسلی مصادف بود با سالهایی كه عكاسان پرتره بیش از هر زمان به ستارگان سینما و موسیقی توجه داشتند. سالهایی كه مریلین مونرو و اودری هپبورن نیز در اوج بودند. بیشترین عكسهای الویس را كه تعدادی از آنها در كتاب آمده، آلفرد ورتایمر انداخته است. او كه دستیار یك عكاس تبلیغی بود كار حرفه اس اش را با عكاسی از الویس شروع كرد و به كمك این عكسها بود كه به یكی از سرشناس ترین عكاسان دوره خود تبدیل شد.

الویس ارون پریسلی در سال 1935 در ایالت می سی سی پی به دنیا آمد. نخستین قراردادش را در بیست سالگی امضا كرد و در سال 1958 در اوج محبوبیت به ارتش فرا خوانده شد كه بازتاب گسترده ای در میان هوادارانش داشت. در 1967 با پریسلا بیولوی 21 ساله ازدواج كرد. حاصل این ازدواج دختری به نام لیزا ماری بود كه بعدها به ازدواج مایكل جكسون در آمد. الویس پریسلی در روز 16 اوت 1977 به دلیل نارسایی قلبی در گذشت.

محمد علی (كلی) ... - 1942



در میان ده چهره كتاب تنها محمد علی كلی است كه هنوز در قید حیات است و او همچنین تنها شخصیت ورزشی این مجموعه است.

تصویر ایستاده محمد علی خشمگین كه با بالای سر حریفش، سونی لیستون پس از اینكه كه او را در مسابقه قهرمان بوكس سنگین وزن جهان ضربه كرده، شاید مشهورترین عكس از این ورزش باشد.

این عكس را نیل لیفر در سال 1965 انداخته و خود درباره این عكس می گوید: "لحظه ای رویایی برای هر عكاسی"، این عكس پس از آن در طول تمام سالهایی كه محمد علی در رینگ بوكس بود به عنوان تبلیغ برای تهییج هواداران او و ایجاد ترس در دل حریفان او استفاده می شد.

كاسیوس كلی (محمد علی) علاوه بر قدرت و عظمتی كه در عرصه ورزش داشت در خارج از رینگ بوكس نیز به خاطر فعالیتهای اجتماعی اش از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. او یكی از نمادهای جنبش ضد نژادپرستی در سالهای 1960 بود و حشر و نشرش با رهبران این جنبش مانند مالكوم ایكس و مارتین لوتر كینگ نام او را خارج از دنیای ورزش هم مطرح كرده بود. در سال 1964 او با گرویدن به مذهب اسلام نام خود را به محمد علی تغییر داد.

او در سال 1967 به دلیل مخالفتش با جنگ ویتنام از رفتن به ارتش سرباز زد كه منجر شد مدتی از از بوكس دور بماند و همچنین گذرنامه اش را نیز از دست دهد.

محمد علی قهرمان بلامنازع بوكس سنگین وزن جهان در دو دهه نهایتا این ورزش ار در سال 1981 برای همیشه كنار گذاشت.

در كتاب "پر عكس ترین چهره های جهان" عكسهای متنوعی از او چاپ شده است. عكسهایی كه فیلیپ شالكه از او در هنگام تمرین در زیر آب برای مجله گرفته و یا عكسهایی كه عباس عطار، عكاس ایرانی، هنگام نخستین سفر محمد علی به آفریقا برای مسابقه با جورج فورمن از او برداشته است.

 

Hope they’re useful for you

Ali Sina Rehemi (admin of sahilsina)

Nowruz نوروز

اولا سال نو را برای همه شما دوستان و هموطنان عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده ,از خداوند پاک برای تان آرزوی موفقیت و کامیابی و شادکامی را تمنا دارم

نورز هدیه ایست از خداوند متعال که برای بشر بعنوان هدیه فرستاده شده و مسلمانان در هر کنج و کنار دنیا نوروز ره جشن میگیرند. سال نو بهار نو

و این معنی و رسوم تمام مسلمانان و کشورهای مسلمانی در انگلیسی هست. اُمید که خوش تان بیاید


*****---^Nawruz^---*****

Nowrūz (
Persian:
نوروز/noʊruz/ ↔ [noʊɾuːz]; with various local pronunciations and spellings, meaning 'New Day') is the traditional Iranian new year holiday celebrated by Iranian peoples, having its roots in Ancient Iran. Since the Achaemenid era the official year has begun with the New Day when the Sun leaves the zodiac of Pisces and enters the zodiacal sign of Aries, signifying the Spring Equinox. Apart from the Iranian cultural continent (Greater Iran), the celebration has spread in many other parts of the world, including parts of Central Asia, South Asia, Northwestern China, the Crimea, and some ethnic groups in Albania, Bosnia, Kosovo and the Republic of Macedonia.
Nowruz marks the first day of spring and the beginning of the year in
Iranian calendar. It is celebrated on the day of the astronomical vernal equinox, which usually occurs on March 21 or the previous/following day depending on where it is observed. As well as being a Zoroastrian
holiday and having significance amongst the Zoroastrian ancestors of modern Iranians. The moment the Sun crosses the equator and equalizes night and day is calculated exactly every year and Persian families gather together to observe the rituals.
According to
Encyclopædia Britannica, the Jewish festival of
Purim is probably adopted from the Persian New Year.[1] It is also a holy day for Ismailis, Alawites,[2]Alevis, and adherents of the Bahá'í Faith.[3]
The term Nowruz first appeared in Persian records in the second century AD, but it was also an important day during the time of the Achaemenids (c. 648-330 BC), where kings from different nations under the Persian empire used to bring gifts to the emperor (Shahanshah) of Persia on Nowruz.[4]

نوروز در افغانستان
Nowruz in Afghanistan
Cooking samanu (or samanak) is a Nowruz tradition in Iran, Afghanistan and Tajikistan In Afghanistan, Nowroz festival is traditionally celebrated for 2 weeks. Preparations for Nowroz start several days beforehand, at least after Chaharshanbe Suri, the last Wednesday before the New Year. Among various traditions and customs, the most important ones are:
Haft Mēwa: In Afghanistan, they prepare Haft Mēwa (Seven Fruits) instead of Haft Sin which is common in Iran. Haft Mewa is like a
Fruit salad made from 7 different Dried fruits, served in their own syrup. The 7 dried fruits are: Raisin, Senjed (the dried fruit of the oleaster tree), Pistachio, Hazelnut, Prune (dry fruit of Apricot), Walnut and whether Almond or another species of Plum fruit. Samanak: It is a special type of sweet dish made from Wheat germ. Women take a special party for it during the night, and cook it from late in the evening till the daylight, singing a special song: Samanak dar Josh o mā Kafcha zanem - Degarān dar Khwāb o mā Dafcha zanem Mēla-e Gul-e Surkh (Persian:
ميله‌ى گل سرخ): The Guli Surkh festival which literally means Red Flower Festival (referring to the red Tulip flowers) is an old festival celebrated only in Mazari Sharif during the first 40 days of the year when the Tulip flowers grow. People travel from different parts of the country to Mazar in order to attend the festival. It is celebrated along with the Jahenda Bālā ceremony which is a specific religious ceremony performed in the holy blue mosque of Mazar that is believed (mostly by Sunnite Afghans) to be the site of the tomb of Ali ibn Abi Talib, the fourth caliph of Islam. The ceremony is performed by raising a special banner (whose color configuration resembles Derafsh Kaviani) in the blue mosque in the first day of year (i.e. Nowroz). The Guli Surkh party continues with other special activities among people in the Tulip fields and around the blue mosque for 40 days. Buzkashi: Along with other customs and celebrations, normally a Buzkashi tournament is held. The Buzkashi matches take place in northern cities of Afghanistan and in Kabul. Special cuisines: People cook special types of dishes for Nowroz, especially on the eve of Nowroz. Normally they cook Sabzi Chalaw, a dish made from rice and spinach, separately. Moreover, the bakeries prepare a special type of cookie, called Kulcha-e Nowrozī, which is only baked for Nowroz. Another dish which is prepared mostly for the Nowroz days is Māhī wa Jelabī (Fried Fish and Jelabi) and it is the most often meal in picnics. In Afghanistan, it is a common custom among the affianced families that the fiancé's family give presents to or prepare special dishes for the fiancée's family on special occasions such as in the two Eids, Barā'at and in Nowroz. Hence, the special dish for Nowroz is Māhī wa Jelabī. Sightseeing to Cercis fields: The citizens of Kabul go to Istalif, Charikar or other green places around where the Cercis flowers grow. They go for picnic with their families during the first 2 weeks of New Year. Jashni Dehqān: Jashni Dehqan means The Festival of Farmers. It is celebrated in the first day of year, in which the farmers walk in the cities as a sign of encouragement for the agricultural productions. In recent years, this activity is being performed only in Kabul and other major cities, in which the mayor and other high governmental personalities participate for watching and observing.





How to convert DV,DVD,RM,MOV,VOB,MPG,MP4 video format to FLV

To Enable video playback in your website or blog, you must first convert your video files to FLV format. In this guide, we will show you how to convert DV, DVD, RM,MOV,VOB,MPG,MP4 etc video format to FLV.
First of all, please download a video converter software, we recommend you click
hereto download "Any DVD Converter Professional".
Convert DVD and Video Files to iPod, PSP, Download Youtube Video and Convert to iPod
Download Any DVD Converter Professional
Then install Any DVD Converter Professional and run. The main dialog will be shown:
Please choose the "Output Profile" to "Flash Video Movie(*.FLV)", and you can change the FLV output settings at the right-bottom panel.
Then click the "Open DVD" button to add DVD video files or click the "Add Video File" button to add video clips. This software supports many video formats, such as VOB, AVI,DIVX,XVID,MPEG-1,MPEG-
2,WMV,RM,RMVB.
After adding the video files, click the "Start Encoding" button to convert the video files to FLV.
You can click the "Open..." button at the bottom of the main dialog to open the output FLV folder.


hazara, History of Afghanistan, fun, etc..